رسول اكرم صلى الله عليه وآله در سخنى به ابوذر فرمودند:

لاتنظر الى صغر الخطيئة و لكن انظر الى من عصيته »(مجموعه ورام، ج ٢ ص ٥٣ ) كوچكى گناه را ننگر، بلكه بنگر چه كسى را نافرمانى ميكنى!

 

واژه هاى گناه در قرآن

در زبان قرآن و پيامبر صلى الله عليه وآله و امامان عليهم السلام با واژه هاى مختلف، از گناه ياد شده است،كه هر كدام گويى از بخشى از آثار شوم گناه پرده بر ميدارد و بيانگر گوناگون بودن گناه است.

واژه هايى كه در قرآن در مورد گناه آمده، عبارتند از:

 

ذنب، به معنى دنباله است چون هر عمل خلافى يك نوع پى آمد و دنباله به عنوان مجازات اخروى يا دنيوى دارد؛ اين واژه، در قرآن ٣٥ بار آمده است.    معصيت، به معنى سرپيچى و خروج از فرمان خدا و بيانگر آن است كه انسان از مرز بندگى خدا بيرون رفته است؛ اين واژه در قرآن ٣٣ بار آمده است.  اثم، به معناى سستى و كندى و واماندن و محروم شدن از پاداشها است زيرا در حقيقت گنهكار يك فرد وامانده است و مبادا خود را زرنگ پندارد؛ اين واژه در قرآن ٤٨ بار آمده است.       

سيئه، به معني كار قبيح و زشت است كه موجب اندوه و نكبت گردد،در برابر " حسنه" كه به معني سعادت و خوشبختى است؛ اين واژه ١٦٥ بار در قرآن آمده است.

كلمه " سوء" از همين واژه گرفته شده كه٤٤ بار در قرآن آمده است.   

جُرم، در اصل به معنى جدا شدن ميوه از درخت و يا به معنى پست است، جريمه و جرايم ازهمين ماده مى باشد، جرم عملى است كه انسان را از حقيقت، سعادت، تكامل و هدف جدا مى سازد؛ اين واژه ٦١ بار در قرآن آمده است.   

حرام، به معنى ممنوع است، چنانكه لباس احرام لباسى است كه انسان در حج و عمره مى پوشد و از يكسرى كارها  ممنوع مى شود.  و ماه حرام ماهى است كه جنگ در آن ممنوع مى باشد و مسجد الحرام يعنى مسجدى كه داراى حرمت و احترام خاصى بوده، و ورود مشركين به آن ممنوع است؛ اين واژه حدود ٧٥ بار در قرآن آمده است.             

خطيئه، غالباً به معنى گناه غير عمدى است. و گاهى در معنى گناه بزرگ نيز استعمال شده است، چنانكه آيه ٨١ سوره بقره و ٣٧ سوره الحاقه بر اين مطلب گواه مى باشد.       

اين واژه در اصل حالتى است كه براى انسان بر اثر گناه پديدمى آيد و او را از طريق نجات، قطع مي كند، و راه نفوذ انوار هدايت به قلب انسان را ميبندد.(الميزان، ج ١ ص ٢١٨ ) اين واژه ٢٢ بار درقرآن آمده است.       

فسق، در اصل به معنى خروج هسته خرما از پوست خود مى باشد، و بيانگر خروج گنهكار از مدار اطاعت و بندگى خدا است كه او با گناه خود حريم و حصار فرمان الهى را شكسته و در نتيجه بدون قلعه و حفاظ مانده است؛ اين واژه ٥٣ بار در قرآن آمده است.

فساد، به معنى خروج از حدّ اعتدال است كه نتيجه اش تباهى و به هدر رفتن استعدادها است؛ اين واژه ٥٠ بار در قرآن آمده است.

فجور، به معنى دريدگى و پاره شدن پرده حيا و آبرو و دين است كه باعث رسوايى مى گردد؛( و ٦ بار در قرآن آمده است.( مفردات راغب، ص ٣٧٣

منكر، در اصل از انكار به معنى نا آشنا است، چرا  كه گناه با فطرت و عقل سالم، هماهنگ و مانوس نيست، و عقل و فطرت سالم، آن را زشت و بيگانه ميشمرد؛ اين كلمه ١٦ بار در قرآن آمده و بيشتر در عنوان نهى از منكر، طرح شده است.

فاحشه، به سخن وكارى كه در زشتى آن ترديدى نيست، فاحشه گويند. در مواردى به معنى كار بسيار زشت و ننگين و نفر ت آور به كار مى رود؛ اين واژه ٢٤ بار در قرآن آمده است.

خبث، به هر امر زشت و ناپسند، خبيث گويند در مقابل "طيب" به معناى پاك و دل پسند. اين واژه در ١٦ مورد از قرآن بكار رفته است.

شرّ، به معنى هر زشتى است كه نوع مردم از آن نفرت دارند، و بر عكس، واژه ى " خير" به معنى كاري است كه نوع مردم آن را دوست دارند، اين واژه غالباً درمورد بلاها و گرفتار يها استعمال مى شود، ولى گاهى نيز در مورد گناه به كار  مى رود،چنانكه در آيه ٨ سوره زلزال به معنى گناه به كار رفته است.

لمم، (بر وزن قلم) به معنى نزديك شدن به گناه وبه معنى اشياى اندك است و در گناهان

صغيره بكار مى رود. و در قرآن يكبار آمده است.

وزر، به معنى سنگينى است، و بيشتر در مورد حمل گناه ديگران به كار مى رود ؛ "وزير" كسي است كه كار  سنگينى از حكومت را به دوش خواهد كشيد، اين واژه در قرآن ٢٦ بار آمده است.

گاهى در قرآن واژه "ثقل" نيز كه به معنى سنگينى است در مورد گناه به كار رفته است، چنانچه آيه ١٣ سوره عنكبوت به اين مطلب دلالت دارد.

حنث، (بر وزن جنس) در اصل به معنى تمايل به باطل و بازخواست آمده است و بيشتر درمورد گناه پيمان شكنى و تخلف، بعد از تعهد، آمده است. اين واژه دوبار در قرآن آمده است.

 

اين واژه هاى هفده گانه هر آدام بيانگر بخشى از آثار شوم گناه و حاكى از گوناگونى گناه مى باشند، و هر يك با پيام مخصوص و هشدار ويژه اى، انسان ها را از ارتكاب گناه برحذر ميدارند.

 

واژه هاى گناه در روايات

در روايات اسلامى، واژه هاى ديگرى نيز در مورد گناهان مختلف به كار رفته مانند: جريره، جنايت، زَلّت، عثرت، عيب، و...كه هر كدام بيانگر نوعى از گناه است كه ممكن است به سراغ انسان بيايد.

 

راه ديگر براى شناخت گناه

در قرآن هيجده گروه بخاطر گناهان مختلف، مورد لعن قرار گرفته اند؛

در اصل به معنى طرد و دور ساختن از رحمت، آميخته با خشم و غضب است، با اينكه " لعن" رحمت خداوند شامل همه چيز مى شود؛

 "وَ رَحمَتى وَسعَت كلّ شَيى" . و رحمت من بر هر چيزى گسترده است "

ولى انسان بخاطر سوء انتخاب خود به جايى ميرسد كه همچون توپ دربسته در اقيانوس رحمت الهى قرار دارد اما ذره اى آب رحمت را به درون نمى پذيرد.

 

لعنت شدگان در قرآن

كافران و مشركان، يهوديان لجوج، مرتدان، قانون شكنان حيله گر، پيمان شكنان، كتمان كنندگان حق، سردمداران كفر بخاطر فساد در زمين، منافقان چند چهره، آزار دهندگان به رسول خدا صلي الله عليه وآله، ظالمان، قاتلان، ابليس، تهمت زنندگان به بانوان پاك دامن، مخالفان رهبران راستين،شايعه سازان دروغ پرداز، ناپا كدلان و دروغ گويان.

 

لعنت شدگان در روايات

كسى كه  بر كتاب آسمانى دست برده و مطلبى اضافه كند.

كسى  كه  مقدرات الهى را نپذيرد.

كسى كه به خاندان پيامبر صلى الله عليه وآله بى احترامى كند.

كسى كه سهم رزمندگان را به خود اختصاص دهد.( كافى، ج ٢ ص ٢٩٣ ، وسائل الشيعه، ج ١١ ص ٢٧١)

كسى كه مردم را به كار خير دعوت مي كند ولى خودش تارك آن است، يا ديگران را از گناه و عذاب باز مى دارد، ولى خود مرتكب آن مى شود. (نهج البلاغه، خطبه ١٢٩)

 

لشكر عقل و جهل

براى شناخت بيشتر گناهان، حديث معروفى كه در آن، لشكر عقل و جهل شمرده شده راهنماى، بسيار خوبى است كه مارا در اين راستا كمك خواهد كرد.(اين حديث به طور كامل در كافى، ج ١ص ٢١ تا ٢٣ آمده است)در آغاز حديث، سماعةبن مهران ميگويد: جمعى در محضر امام صادق عليه السلام بودند، سخن از عقل و جهل به ميان آمد. امام صادق عليه السلام فرمود: عقل و لشكرش و همچنين جهل و لشكرش را بشناسيد تا هدايت گرديد.

سماعه مى گويد: امام صادق عليه السلام نخست عقل و جهل را تعريف كرد سپس ٧٥ خصلت را به عنوان لشكر عقل شمرد و ٧٥ خصلت ديگر را به عنوان لشگر جهل برشمرد).كه براى رعايت اختصار از ذكر آنها خوددارى شد  و در پايان فرمود: پيامبران و اوصياى او و هر مؤمن حقيقى مجهز به لشكر عقل هستند.

 

ميزان و معيار شناخت گناهان كبيره از صغيره

در اينكه معيار در شناخت گناهان كبيره از صغيره چيست، بين علما، گفتگو و اختلاف فراوان شده، كه در مجموع ٥ معيار را بيان كرده اند:

١- هر گناهى كه خداوند در قرآن، براى آن وعده عذاب داده باشد.

٢- هر گناهى كه شارع مقدس، براى آن حد تعيين كرده، مانند شرابخوارى يا زنا و دزدى و مانند آن كه تازيانه و كشتن و سنگسار از حدود آنها است و در قرآن به آن هشدار داده است.

٣- هر گناهى كه بيانگر بى اعتنايى به دين است.

٤- هر گناهى كه حرمت و بزرگ بودنش با دليل قاطع ثابت شده است.

٥- هر گناهى كه در قرآن و سنّت، انجام دهنده آن، شديداً تهديد شده است.( كافى مترجم، ج ٣ص ٣٩٢ . به نقل از علامه مجلسى كه او اين موارد را از شيخ بهائى نقل نموده است)

در مورد شماره گناهان كبيره، برخى آن را ٧ عدد و برخى ١٠ و برخى ٢٠ و بعضى ٣٤ و بعضى ٤٠عدد و بيشتر، ذكر نموده اند. بايد توجه داشت كه اين تفاوت از آيات و روايات مختلف، اقتباس و جمع آورى شده و بخاطر آن است كه همه گناهان كبيره نيز يكسان نيستند.

 

گناهان کبیره...

١- گناهانى كه در مورد آنها در قرآن يا روايات اسلامى وعده ى آتش دوزخ، داده شده باشد.

٢- از طرف شرع، به شدت، از آن نهى شده است.

٣- دليل، دلالت دارد كه آن گناه، بزرگتر از بعضى از گناهان كبيره است.

٤- عقل، حكم كند كه فلان گناه، گناه كبيره است.

٥- در ذهن مسلمينِ پايبند به دستورات الهى، چنين تثبيت شده كه فلان گناه، از گناهان بزرگ است.

٦- از طرف پيامبر صلى الله عليه وآله يا امامان عليهم السلام در خصوص گناهى تصريح شده كه از گناهان كبيره است.

گناهان كبيره، بسيار است، بعضى از آنها عبارتند از:

 

1-     شرک بالله

اولین گناه کبیره شرک بخدای تعالی است و به کبیره بودن آن، حضرت رسول و حضرت امیر المؤمنین و صادق و کاظم و رضا و جواد علیهم السلام تصریح فرموده اند بلکه از حضرت صادق(ع) آمده است که از هر گناه کبیره بزرگتر شرک بخداست.

و دلیل بر اینکه بزرگترین گناهان کبیره است فرمایش پروردگار است که می فرماید:

«خدا نمی آمرزد شرک آورده شده با او را اگر کسی مشرک از دنیا برود آمرزیده شدنی نیست، و غیر شرک را از هر که بخواهد می آمرزد.» یعنی غیر از شرک قابل آمرزش است.

و نیز می فرماید: «کسی که به خدا شرک آورد خدا بهشت را برا او حرام فرموده و جایگاهش دوزخ است و برای ستم کنندگان یاری کنندگانی نیست.»

چون کبیره بودن گناه شرک نزد هر مسلمانی بدیهی است ذکر سایر آیات شریفه و روایات وارده در بزرگی این گناه لزومی ندارد، چیزی که مهم است دانستن معنی شرکت و مراتب آن است.

 

2-     یاس از رحمت خدا

دوم از گناهان کبیره ناامیدی از رحمت الهی است. «الیأس من روح الله» روح در لغت نسیمی را می گویند که انسان از آن لذت و راحتی می برد. چون سبب یأس از پروردگار عالم اعتقاد نداشتن بقدرت و کرم و رحمت بی پایان او است در قرآن مجید آنرا از صفات کفار قرار داده و می فرماید:

«ناامید از رحمت الهی نمی شود مگر کسی که کافر است.»

پس از شرک هیچ گناهی بزرگتر از یأس نیست زیرا هر گناهی که از شخصی سر می زند تا وقتی که مأیوس نباشد ممکن است در صدد توبه برآمده و با استغفار آمرزیده شود ولی شخص مأیوس آمرزیده شدنی نیست زیرا امیدی به آمرزش و مغفرت خدا ندارد تا توبه نماید.

از این گذشته یأس سبب جرأت بر جمیع گناهان می گردد چون شخص می گوید من که معذب خواهم بود چرا خودم را از شهوت دنیا محروم نمایم؟

 

3-     آدمکشی

سوم از گناهان کبیره کشتن کسی است که خدا و پیغمبر(ص) اذن در کشتن نداده اند. دلیل بر کبیره بودن آن، در روایاتی که از معصومین علیهم السلام وارد شده بکبیره بودن آن تصریح فرموده اند.

بعلاوه از گناهانی است که خدایتعالی در قرآن مجید صریحا بر آن وعده عذاب داده از آن جمله می فرماید: «هر کسی مؤمنی را از روی عمد و قصد بکشد پاداشش دوزخ است، در حالی که در آن جاودان می باشد و خشم خدا بر او است و او را از رحمت خود دور ساخته و عذاب بزرگی را برایش آماده ساخته است.»  . همینطور خودكشي  هم قتل است( خداوند در سوره نساء آیه 33) .

 

4-     دروغ

یکی از مبتلابه ترین گناهان، دروغ است که بکبیره بودنش تصریح شده، شیخ انصاری علیه الرحمة در کاسب محرمه می فرماید، دروغ گفتن حرام است بحکم قطعی بشری و جمیع ادیان آسمانی و در شرع مقدس اسلام حرمت آن به ادله اربعه: کتاب، اجماع، سنت و عقل ثابت است و کبیره بودنش از قرآن و احادیث استفاده می گردد.

دروغ از بزرگترین کبائر:

رسول خدا(ص) فرمود: بزرگترین گناهان کبیره، شرک و عقوق والدین و قول باطل یعنی دروغ می باشد.

لعن ملک و بودی گند:

رسول خدا(ص) فرمود: مؤمن هر گاه بدون عذر دروغی بگوید هفتاد هزار ملک او را لعنت می کنند و بوی گندی از قلبش بیرون می آید که تا بعرش می رسد و خداوند بسبب این دروغ گناه هفتاد زنا که کمترین آن زنای با مادر است برای او می نویسد.

قرآن مجید و دروغ:

در سوره نحل می فرماید: جز این نیست که می بافند دروغ را کسانی که ایمان نیاورده اند و تصدیق نکرده اند نشانه های خداوند را. یعنی دروغگو ایمان به آیات خداوند ندارد.

و از چند آیه قرآن استفاده می شود که دروغگو مستحق لعنت و سزاوار خشم پروردگار است. (سوره 24 آیه 7)

آیات و اخبار وارده در بزرگی گناه دروغ و شدت عقوبت و مفاسد و زیانهای مترتبه بر آن زیاد که مرحوم حاجی نوری علیه الرحمه برای اختصار و آسانی حفظ آن چهل مورد را شماره کرده بدین قرار:

1- دروغگو قابل رفاقت، اتهاد و برادری نیست. 2- دروغگو مروتش از همه خلق کمتر است. 3- دروغگو ایمان ندارد. 4- دروغ اثم و گناه است. 5- دروغگو ملعون است. 6- دروغگو تخم دشمنی و کینه را در دلها می کارد. 7- دروغ از شراب بدتر است. 8- بوی گند دروغ 9- خداوند دروغگو را لعنت می فرماید. 10- فرار ملک. 11- بوی گند دروغ تا به عرش می رسد. 12- ملائکه مقربین دروغگو را لعنت می کنند. 13- دروغ خراب کننده ایمان است. 14- دروغ قول زور است. 15- دروغگو رو سیاه است. 16- دروغ نشانه یک نفاق است. 17- دروغ زشت ترین مرضهای نفسانیه است. 18- دروغ انگشت پیچ شیطان است. 19- دروغ بدترین رباهاست. 20- دروغ دری از درهای نفاق است. 21- دروغگو از نماز شب محروم است. 22- دروغ بزرگترین خبائث است. 23- دروغ صاحبش را هلاک می کند. 24- خداوند دروغگو را هدایت نمی کند. 25- دروغ فسق است.

 

5-     عقوق والدین

پنجمین از گناهان کبیره عقوق والدین است چنانچه حضرت رسول اکرم(ص) و حضرت امیر المومنین(ع) و حضرت صادق و حضرت رضا و حضرت جواد علیهم السلام در روایاتیکه در شماره کبائر از ایشان رسیده بکبیره بودنش تصریح فرموده اند بلکه از پیغمبر اکرم(ص) چنین رسیده است که از هر گناه کبیره بزرگتر شرک بخدا و عقوق والدین است و نیز از گناهانی است که در قرآن مجید و احدایث صحیحه بر آم وعده عذاب داده شده است.

در قرآن مجید از قول عیسی بن مریم حکایت می فرماید: «که خداوند مرا نیکوکار به مادرم قرار داد و مرا ستمکار و بد عاقبت قرار نداد بسبب ترک نیکی به مادرم» و سبب اینکه ذکر پدر نکرده اینست که آن حضرت پدر نداشت و لذا قبل از این آیه در حکایت حضرت یحیی (ع) ذکر پدر و مادر هر دو شده است.

عقوق والدین و اخبار:

پیغمبر اکرم(ص) فرمود: کسیکه والدین خود را بیازارد مرا اذیت کرده و کسی که مرا بیازارد خدای را آزرده و آزار کننده خدا ملعون است.

و همچنین فرمود: عاق والدین هر عملی که می خواهد بجا آورد، هرگز داخل بهشت نخواهد شد.

و نیز پیغمبر اکرم(ص) فرمود: سه طایفه اند که در روز قیامت خداوند با ایشان سخن نمی فرماید و نظر رحمت به آنها نمی کند و ایشان را پاک نکرده و از برای آنها عذاب دردناکی است ایشان شرابخواران و تکذیب کنندگان بقدر الهی و عاق والدین اند.

 

6-     قطع رحم

ششم از گناهان کبیره قطع رحم است حضرت صادق و حضرت رضا و حضرت جوال علیهم السلام بکبیره بودنش تصریح فرموده اند و نیز از گناهانی است که در قرآن مجید وعده آتش بر آن وارد شده و مورد لعن پروردگار عالم است و او را خاسر نامیده است. از حضرت سجاد(ع) مرویست که فرمود: از مصاحبت قاطع رحم بپرهیز که او را در سه جای قرآن ملعون یافتم. (1- سوره 2 آیه 25، 2- سوره 13 آیه 26، سوره 47 آیه 24 و 25)

بدترین اعمال نزد خدا:

مردی به پیغمبر(ص) عرض کرد: کدام عمل نزد خداوند بدتر و مبغوضتر است؟ فرمود: شریک قرار دادن برای او، گفت پس از آن چیست؟ فرمود قطع رحم، گفت پس از آن چیست؟ فرمود امر به منکر و نهی از معروف.

 

7-     الامن من مکر الله

یکی دیگر از گناهان کبیره امن از مکر الهی است. با اینکه انسان از انتقام پنهانی و ناگهانی و قهر خفی خدا ایمن و راحت ننشیند و از سرعت در انتقام ناگهانی او نیندیشد و در دل از اینکه بواسطه صدور گناه، دچار عذاب گردد، ترسی نداشته باشد.

در حدیث هایی که از حضرت صادق و حضرت کاظم و حضرت رضا و حضرت جواد (علیهم السلام) در بیان گناهان کبیره رسیده، امن از مکر الهی را از جمله کبائر شمرده اند و بکبیره بودنش تصریح فرمودند. و نیز در قرآن کریم سوره 7 آیه 97 و 98 و 99 می فرماید: «آیا مردم قریه ها و آبادیها ایمنند از اینکه عذاب ما شبانه هنگامی که در خوابند به ایشان برسد. یعنی از شبیخون قهر و انتقام الهی بجزای گناهانشان هنگامیکه در خوابند که یک نوع از مکر است باید بترسند.»

«آیا مردم قریه ها ایمنند که عذاب ما نیم روز هنگامی که سرگرم کارهای دنیوی هستند ایشان را دریابد؟ یعنی گنه کاران باید از رسیدن عذاب الهی به آنها هنگانی که در غفلت و سرگرم شهوات انسانی و کارهای دنیوی هستند بیمناک باشند.»

«مگر از مکر و تدبیر خدا ایمن شده اند پس بدانند که عذاب ناگهانی و غافلگیری خداوند ایمن نمی شوند جز زیانکاران.»

در این سه آیه شریفه از ایمن بودن و نترسیدن از عذاب الهی نهی فرموده و در آخر آیه ایمنان از عذاب الهی را زیان کار خوانده است و لازمه آن وعده عذاب در آخرت است زیرا اهل نجات و بهشت را زیان کار نمی گویند و در قرآن مجید جر به کفار و فجار که اهل عذابند زیان کار گفته نشده است.

 

8-     خوردن مال یتیم

هشتم از گناهان کبیره خوردن مال یتیم یعنی طفلی که به حد بلوغ نرسیده و پدرش مرده است می باشد. حضرت رسول و حضرت امیر المومنین(ع) و حضرات کاظم و رضا و جواد علیهم السلام خوردن مال یتیم را از گناهان کبیره شمرده اند و از گناهانی است که خداوند وعده آتش بر آن داده بلکه تصریح بکبیره بودن آن فرموده و می فرماید: «بدرستی که آنان که با جرأت می خورند و تلف می نمایند اموال یتیمان را از روی بیدادگری و ستم، جز این نیست که در شکم های خویش آتشی را می خورند (یعنی پر می سازند شکم های خود را بچیزی که ایشان را با آتش جهنم می کشاند) و زود باشد که در آتش افروخته شده انداخته شوند.» [2]

در تفسیر کبیر مذکور است که روز قیامت خورنده مال یتیم که به محشر وارد می شود، آتشی از درون او زبانه می کشد و دود از دهان و بینی و گوش و چشمش بیرون می آید، به این نشانه همه کس او را می شناسند که خورنده مال یتیم سبب تام برای داخل شدن در آتش جهنم است نه سبب نقص ضعیفه، بلکه کبیره ای است از کبائر عظیمه.

 

9-     ربا خواری

نهم از گناهان کبیره ای که به کبیره بودنش توسط قرآن و ائمه معصومین تصریح شده است ربا است و به از جمله گناهانی است که بر آن وعده عذاب الهی داده شده است.

خداوند در سوره آل عمران می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید ربا مخورید، چیزی که داده اید چند برابر باز مسازید و افزونی و زیادی مطلبید و از مخالفت خداوند بپرهیزید تا رستگار شوید و بترسید از آتشی که برای کافران آماده شده است.» [3]

یعنی آتشی که در اصل برای کافران است شما خودتان را بواسطه خوردن ربا، سزاوار آن نکنید. در سوره البقره نیز می فرماید: «کسانی که ربا می خورند در قیامت از گورهای خود برنمی خیزند مگر مانند کسی که شیطان به سبب مس کردنش او را بیفکند.»[4]

انحراف از عقل و شرع

یعنی خورندگان ربا و گیرندگان ربا در روز قیامت بشکل دیوانه ها از گور برمی خیزند و اهل محشر به این نشانه آنها را می شناسند و حشر ربا خواران به این صورت برای این است که در دنیا از طریق عقل و شرع منحرف شده و از مقتضای حیات انسانی که مهربانی و عدالت و کمک بیکدیگر است دور گردیدند و در حقیقت رباخواران در همین دنیا مجنون و ممسوس شیطان و متحرک بحرکت اویند.

 

10-     زنا و لواط

دهم از گناهانی که به کبیره بودنش تصریح شده زنا و لواط است معصومین(ع) فرموده اند و برای کبیره بودنش به آیه 68 از سوره فرقان اشاره شده که می فرمایند: «از جمله صفات بندگان خدا آنست که نپرسند و نخوانند با خدای بحق خدای دیگری را(یعنی مشرک نباشند) و آن نفسی که خدا کشتنش را حرام فرموده نکشند و زنا نکنند، و کسی که اینها را بجا آورد (شرک، قتل، زنا) برسد و ببیند جزای خود را که شکنجه اش در روز قیامت دوچندان است و همیشه بخواری در آتش است.» [5]

معانی اثام وغی

و در منهج است که «اثاماً» در این آیه شریفه، نام یک وادی در دوزخ است که زنا کاران را در آن عقوبت می کنند و گفته اند چیزی است که سیلان کند از اجسام دوزخیان مانند چرک و خون. و در روایات آمده است که: اثام در این آیه وغی در آیه دیگر در چاه در دوزخ است که اگر سنگی را از کنارش رها کنند در مدت هفتاد سال بقعر آن می رسد.

از امام صادق (ع) مرویست که: «حرمت لواط از زنا بیشتر است، بدرستیکه خداوند قومی را برای عمل لواط هلاک فرمود(قوم لوط) ولی کسی را برای زنا هلاک نفرمود.

از رسول اکرم(ص) مرویستکه فرمود: کسی که با پسری جمع شود روز قیامت جنب وارد محشور می شود و آب دنیا او را پاک نمی کند و خشم خدا بر اوست و او را لعنت فرموده، دوزخ را برایش آماده می فرماید و بد جایگاهی است. سپس فرمود هر گاه کسی لواط کند، عرض خدا بلرزه در آید و خداوند او را لعنت و غضب فرموده و جهنم را برایش آماده می فرماید و ملوط (مفعول) را در کنار جنهم نگه می دارند تا خلایق از حساب فارغ شوند، پس او را در جهنم می اندازند و در طبقات دوزخ همیشه معذب خواهد بود.

عذابهای قوم لوط بر ظالمین

در قرآن مجید سه نوع عذاب برای قوم لوط بیان فرموده: صحیحه، باریدن سنگ عذاب برا آنها، زیر و رو شدن شهرهای آنها. بعد می فرماید: عذابی که بر قوم لوط نازل شد از ظلم کنندگان دور نیست. و این تهدید سختی است به کسانیکه عمل آنها را مرتکب شوند.

 

11-     قذف

دوازدهمین از گناهان کبیره قذف است و آن نسبت زنا یا لواط به زن یا مرد مسلمان پاکدامن دادن است. در احادیث از ائمه معصومن و رسول اکرم(ص) به کبیره بودنش و وعده عذاب آن اشاره شده است.

کسانی که بزنان و مردان پاکدامن نسبت زنا می دهند در دنیا مطرود و ملعون و مردود بندگان و در آخرت ملعون مورد غضب پروردگارند یا اینکه در دنیا به عقوبت حد و رد شهادت و در آخرت به انواع و اقسام عذابها مبتلا خواهند بود. اینان را در آخرت شکنجه بزرگی است در روزی که زبانشان و دست و پایشان بر آنچه کرده اند گواهی دهند.

 

12-     قمار

سیزدهمین از گناهان کبیره که به کبیره بودنش تصریح شده قمار است  چنانچه خداوند متعال در سوره البقره می فرماید: «حکم می و قمار را از تو می پرسند بگو در هر دو گناه بزرگی است.»

و تعبیر بگناه بزرگ در قرآن مجید تنها در باره شراب و قمار است. از حضرت صادق(ع) است که خداوند در ماه مبارک رمضان می آمرزد مگر سه طایفه را: شرابخوار، قمار باز و کسی که با مسلمانی کینه ورزی نماید و دشمنی کند. از شواهد کبیره بودن قمار این است که خداوند در قرآن آنرا همراه با بت سازی و شراب ذکر فرموده است.

میسر و ازلام : میسر هر قسم قمار را شامل می شود و از کلمه «یسر» به معنی آسانی گرفته شده، چون قمار باز به آسانی و بدون رنج کسب و کار، مال مردم را بچنگ می آورد.

 

13-     پیمان شکنی

از گناهان کبیره ای که به کبیره بودن آن تصریح شده است و بین مردم نیز رایج است، شکستن پیمان و وفا نکردن به عهد است چنانچه در صحیحه حضرت عبدالعظیم ذکر شد و حضرت صادق(ع) برای کبیره بودنش به آیه 25 از سوره عهد استشهاد می فرماید: «کسانی که پیمان خدای را پس از بسته شدنش می گسلند و می بُرند آنچه خداوند امر به پیوند فرموده و در زمین فساد می کنند برای ایشان دوری از رحمت خداست و برایشان سرای بدی است که دوزخ است.»

بالجمله بدترین موجودات روی زمین کسانی هستند که از باز خواست خدا نمی ترسند و در پیمان شکنی بی باکند مانند یهود بنی قریظه که با رسول خدا (ص) عهد کردند که خیانت نکنند و ضرری نرسانند و دشمنان آن حضرت را یاری نکنند و در عوض در دین خود ثابت و در امان مسلمنان باشند و چون چند مرتبه نقض عهد کردند پس خداوند در آین آیات(سوره 3 آیات 70 و 71) امر فرموده با آنها قتال کنند.

امیر المؤمنین (ع) می فرماید: «پیمان شکنی موجب خشم خدا و مردم است و خداوند می فرماید خشم خدا بزرگ است در اینکه می گویید آنچه را بجا نمی آورید.»

 

14-     خیانت به امانت

از گناهانی که در نص معتبر به کبیره بودنش تصریح شده غلول یعنی خیانت است چنانچه در صحیحه عبدالعظیم(ع) از حضرت جواد و همچنین حضرت رضا و حضرت کاظم و حضرت صادق علیه السلام است. بعضی از اهل لغت گفته اند غلول خیانت در مالی است که از کفار گرفته اند و بتصرف مسلمانان آمده ولی هنوز قسمت نکرده اند بعضی دیگر گفته اند غلول مطلق خیانت است و از آنجمله است خیانت در غنیمت پیش از تقسیم: دلیل اینکه خیانت بطور کلی حرام است روایت فضل بن شاذان از حضرت رضا(ع) است و در آن بجای کلمه غلول فرموده «و الخیانة» یعنی از جمله گناهان کبیره خیانت است. و همچنین در روایت اعمش از حضرت صادق(ع) فرومده است «و الخیانة».

وعده عذاب در قرآن

و نیز گناهی است از که در قرآن مجید و روایات معتبره بر آن وعده عذاب داده شده و می فرماید: «هر کس خیانت کند روز قیامت با خیانت خود همراه است و همه در آنروز بجزای عملشان می رسند و به هیچ کس ستم نمی شود. آیا کسی که در طریق رضایت و خشنودی خدا گام بر می دارد مانند کسی است که مشمول خشم خداست و جایگاهش دوزخ است و بد جایگاهی است.

در سوره تحریم می فرماید: «زن نوح و زن لوط با آن دو خیانت کردند پس ایشان از آن دو زن چیزی را از عذاب خداوند دفع نکردند و به آنها گفته شد با آتش درآیید همراه داخل شوندگان.»

 

سوگند دروغ، گواهی دروغ، گواهی ندادن، دزدی، کم فروشی، اشتغال بملاهی(آلات موسیقی) و غناء نیز همه توسط ائمه اطهار و قرآن کریم از جمله گناهان کبیره ذکر و از آنان نهی شده است.