جاسوسي بيدغدغه؟!
فرود آوردن هواپيماي جاسوسي فوقپيشرفته آرکيو-170 و اندکي پيش از آن، دستگيري 12 جاسوس سازمانهاي اطلاعاتي غرب، ازجمله سازمان سيا و موارد مشابهي که پيشتر اعلام شده، همه مؤيد پرسش فوق است و بر اهميت آن دلالت دارد. از گذشتههاي دور، جاسوسي مهمترين شيوه براي کسب خبر بوده که با گذشت زمان، روشهاي آن از حالت ساده به وضعيتهاي بسيار پيچيده رسيد و با تأسيس سفارتخانه در کشورها، در زمره وظايف سفارتخانهها قرار گرفت. البته بيشتر سفارتخانهها به شکل رسمي اطلاعات آشکاري را جمعآوري ميکنند که در حوزه روابط بين کشورها به کار ميآيند. کشورهاي استکباري در جمعآوري اطلاعات بهوسيله سفارتخانههايشان پا را از اين فراتر ميگذارند و از آن بهعنوان جاي پاي محکم و مطمئن براي جاسوسيهاي حرفهاي استفاده ميکنند. بزرگترين شاهد اين امر، لانه جاسوسي آمريکا در ايران بود که پس از اشغال بهوسيله دانشجويان پيرو خط امام، تمام اسناد جاسوسيها افشا شد. پس از تسخير لانه جاسوسي، آمريکاييهاي سيليخورده از ملت ايران، در اوج نيازشان به اطلاعات دقيق از ايران، به سبب از دست دادن جاي پايشان، از اين مهم محروم شدند. پس از آن، در پي يافتن جايگزين، به ايرانيهايي رسيدند که ساکن ايران بودند و به آمريکا و کشورهاي اروپايي تردد داشتند؛ اما پس از اينکه مدتي به آنها دلخوش شدند و با آنها کار کردند، متوجه شدند آنها منابع ارزشمندي براي تأمين اطلاعاتشان نيستند؛ لکن با حفظ اين خط ارتباطي به شکلهاي مختلف به روشهاي مستقيم روي آوردند، به اين معنا که از جاسوسهاي تربيتشده حرفهاي و تجهيزات ويژه اين کار مانند هواپيماي مذکور استفاده کنند؛ با اين حال، خوب ميدانند که تاکنون هيچ چيز نتوانسته جاي سفارتخانههاي امن و امان را براي جاسوسي مؤثر و بيدغدغه بگيرد!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۰ ساعت 12:11 توسط ا-ح-م-د
|
چفیه ای که بر دوش رهبرمان است فریاد می دارد جنگ هنوز تمام نشده و اینک من و تو افسران این جنگ نرم هستیم....